محمد مهريار
570
فرهنگ جامع نامها و آباديهاى كهن اصفهان ( فارسى )
جمعيت است بقيهء ديهها همه جمعيت كمى دارد . ولى با همهء كوچكى نشانى از همان تمدن كهن را دارد . واژهشناسى : اجمالا مىگوييم كه قهياز از سه جزء « قه + ى + از » تركيب شده است . « قه » همان واژهاى است كه به معناى كاريز و قنات است و جزء دوم « يايى » است كه قبل از « الف » ممدود مىآيد چنان كه نيامدن معادل نهآمدن و يا نياوردن معادل نهآوردن و امثلهء بسيار ديگر و جزء سوم « آز » همان واژهء « آو » به معناى آب است با حرف و پسوند « ز » كه معمولا به آن همراه است و قهياز به معناى « كىآب » است . قينان Qeyn n اين واژهء بهراستى دلاويز و قشنگ ، نام ديهى بوده است كه در روزگار شاه عباس كبير ، پادشاه پرخاشگر ايران ، هنگامى كه ارامنه را به اصفهان كوچانيد ، آن را به ضميمهء چند محل ديگر نزديك هم براى سكونت آنان اختصاص داد . صاحب عالم آراى عباسى ( اسكندر بيك منشى ) مىگويد « اين امر در سال 18 جلوس شاه عباس يعنى در سال 1012 اتفاق افتاد » و باز مىگويد كه « . . . آنها يعنى ارامنه بلدهء نخجوان و اهالى جولاهه ، طوعا او كرها كوچ كرده به عراق رفتند و در دارالسلطنهء صفاهان جنتنشان در كنار زايندهرود مسكن ايشان قرار يافته بهتدريج خانههايى به تكلف باغچهدار ، عمارات نموده . اليوم سه هزار خانهوار جولاهى در آنجا مقام گرفته از حوادث زمان امان يافتهاند . . . » « 1 » ما نمىخواهيم در اينجا به تفصيل دربارهء علل كوچ ارامنه و كيفيت اسكان آنها در نواحى اصفهان ( چون فقط در حاشيهء زايندهرود آنها را اسكان ندادهاند و به نواحى ديگر از جمله فريدن و لنجان نيز آنها را فرستادهاند ) توضيحاتى بياوريم فقط با تكيه بر گفتار اسكندر بيك منشى ، مىفهميم كه قسمت مهمى از آنها را در كنار زايندهرود سكونت دادهاند و زمينهاى ديه قينان نيز جزو اين اراضى بوده است كه به آنها داده شده است . به دليل اينكه بعدها در قينان سكونت كردهاند و تا امروز نيز ارامنه در اراضى آن ديه خانهها و كاشانههاى بزرگ و كوچك دارند . از بيان اسكندر بيك معلوم نمىشود كه حدود اراضى كه به آنها داده شده ،
--> ( 1 ) - ن . ك . به : عالم آراى عباسى ، ص 670 و 668 - چاپ نويد اصفهان .